ترجمه "twitching" به فارسی

کشش ترجمه "twitching" به فارسی است.

twitching adjective noun verb دستور زبان

compulsive bird watching by people (twitchers) who travel long distances to see rare species [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشش

    noun

    The spider's legs relaxed, but it continued to twitch.

    پاهای عنکبوت از کشش رها شد اما باز روی میزتکآن خورد و لرزید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " twitching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "twitching" با ترجمه به فارسی

  • تارهای تند انقباض
  • (به صورت تکان های تند) حرکت کردن · (تند و ناگهان) کشیدن · (زخم یا دندان و غیره) زوک زوک کردن · تکان · تیر کشیدن · تیرکشی · تیک · جنبیدن · درد (شدید و ناگهانی) · زوک زوک · لقوه · لقوه داشتن · وا خوردن · وا زدن · کشش
  • تارهای کند انقباض
اضافه کردن

ترجمه های "twitching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه