ترجمه "twitch" به فارسی
تکان, کشش, لقوه بهترین ترجمه های "twitch" به فارسی هستند.
twitch
verb
noun
دستور زبان
A brief, small (sometimes involuntary) movement out of place and then back again; a spasm. [..]
-
تکان
The police commissioner stood before him, his mustached upper lip twitching.
سبیلش را تکان داده او را ورانداز نمود.
-
کشش
nounThe spider's legs relaxed, but it continued to twitch.
پاهای عنکبوت از کشش رها شد اما باز روی میزتکآن خورد و لرزید.
-
لقوه
-
ترجمه های کمتر
- تیک
- جنبیدن
- تیرکشی
- (به صورت تکان های تند) حرکت کردن
- (تند و ناگهان) کشیدن
- (زخم یا دندان و غیره) زوک زوک کردن
- تیر کشیدن
- درد (شدید و ناگهانی)
- زوک زوک
- لقوه داشتن
- وا خوردن
- وا زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twitch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "twitch" با ترجمه به فارسی
-
تارهای تند انقباض
-
کشش
-
تارهای کند انقباض
-
کشش
-
کشش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن