ترجمه "twisty" به فارسی

تابیده, حجیم, منحرف بهترین ترجمه های "twisty" به فارسی هستند.

twisty adjective noun دستور زبان

Something that is twisty, such as a road [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابیده

  • حجیم

    adjective
  • منحرف

  • ترجمه های کمتر

    • تاب دار
    • پیچ خورده
    • پیچ دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " twisty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "twisty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه