ترجمه "typically" به فارسی
بطور نمونه یا رمز ترجمه "typically" به فارسی است.
typically
adverb
دستور زبان
In an expected or customary manner. [..]
-
بطور نمونه یا رمز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " typically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "typically" با ترجمه به فارسی
-
تیپیک · خاص · عادی · مخصوص · مشخص · معمولی · معمولی (typic هم می گویند) · ممتاز · مونه ای · مونی · نمادی · نمادین · نمونه · نوعنمون · نوعی · وابسته به نوع یا سنخ · ویژه
-
نوبتی · نوبه ای
-
خصوصیت · شاخصیت · علامت · نمونه
-
خصوصیت · شاخصیت · علامت · نمونه
-
تیپیک · خاص · عادی · مخصوص · مشخص · معمولی · معمولی (typic هم می گویند) · ممتاز · مونه ای · مونی · نمادی · نمادین · نمونه · نوعنمون · نوعی · وابسته به نوع یا سنخ · ویژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن