ترجمه "unabashed" به فارسی
گستاخ, بی شرم بهترین ترجمه های "unabashed" به فارسی هستند.
unabashed
adjective
دستور زبان
Not disconcerted or embarrassed. [..]
-
گستاخ
adjectiveBoth Britain and America were now ruled by unabashed Friedmanites.
حالا ديگر هر دوي بريتانيا و ايالات متحده توسط فريدمني هاي گستاخ اداره مي شد
-
بی شرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unabashed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن