ترجمه "unable" به فارسی

ناتوان, عاجز, بیچاره بهترین ترجمه های "unable" به فارسی هستند.

unable adjective دستور زبان

Not able; lacking a certain ability. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناتوان

    adjective

    I find myself surrounded by men unwilling or unable to face the truth.

    خودم رو در مقابل افرادي بي ميل يا ناتوان در مقابل پذيرفتن حقيقت مي بينم

  • عاجز

    adjective

    Courtesy of a Spanish ship that found itself unable to complete its journey.

    به لطف يک کشتي اسپانيايي که از ادامه سفرش عاجز شده بود

  • بیچاره

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • ناقادر
    • بی عرضه
    • بی کفایت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه