ترجمه "unbacked" به فارسی

نارام, (اسب) رام نشده, (به ویژه از نظر مالی) بی پشتیبان بهترین ترجمه های "unbacked" به فارسی هستند.

unbacked adjective دستور زبان

Having no back [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نارام

  • (اسب) رام نشده

  • (به ویژه از نظر مالی) بی پشتیبان

  • ترجمه های کمتر

    • بی اتکا
    • بی تضمین
    • بی حامی
    • بی ضامن
    • بی پشتبند
    • بی پشتی
    • زین ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unbacked " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unbacked" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه