ترجمه "unaware" به فارسی

ناگهان, بی اطلاع, غافل بهترین ترجمه های "unaware" به فارسی هستند.

unaware adjective دستور زبان

not aware or informed; lacking knowledge [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناگهان

    adverb

    That it came on people suddenly and caught them unawares.

    که به سراغ افراد میآید و ناگهان آنها را گرفتار میکند.

  • بی اطلاع

    adjective

    But he seemed totally unaware of his appearance, or unconcerned about it

    اما گویی از ظاهر خود بی اطلاع بود و اهمیت نمیداد.

  • غافل

    adjective

    But Dorothy was unaware of the telegraph's boy's scorn.

    امّا در وتی از تنفر پسرک نسبت به خود غافل ماند.

  • ترجمه های کمتر

    • ناآگاه
    • ناخوداگاه
    • (نادر) ناهشیار
    • بدون شناسایی
    • بی خبر
    • بی دقت
    • رجوع شود به unawares
    • غیر وارد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unaware " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unaware" با ترجمه به فارسی

  • بی اطلاع · بی توجه · غافل · غفلتا · غیر عمدی · ناآگاه · ناخودآگاهانه · ناگاه · ناگهان · ناگهانی · یواشکی
  • بی اطلاع · بی توجه · غافل · غفلتا · غیر عمدی · ناآگاه · ناخودآگاهانه · ناگاه · ناگهان · ناگهانی · یواشکی
اضافه کردن

ترجمه های "unaware" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه