ترجمه "unavailable" به فارسی

غیرقابل دسترس ترجمه "unavailable" به فارسی است.

unavailable adjective noun دستور زبان

Not available [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیرقابل دسترس

    Pertaining to the state of a control in which normal functionality is not available to a user.

    Unavailable: requirements not satisfied

    غیرقابل دسترس: نیازها مرتفع نشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unavailable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unavailable

An option that allows the user to forward incoming calls when the user is not available to answer them.

+ اضافه کردن

"Unavailable" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unavailable در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unavailable" با ترجمه به فارسی

  • به درد نخور · بی فایده · بی نتیجه · بیهوده
  • عدم دسترسی
اضافه کردن

ترجمه های "unavailable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه