ترجمه "unbutton" به فارسی
(شلوار یا جامه ی دکمه دار را) از تن درآوردن, باز کردن, دکمه ی چیزی را باز کردن بهترین ترجمه های "unbutton" به فارسی هستند.
unbutton
verb
دستور زبان
(intransitive) To unfasten buttons [..]
-
(شلوار یا جامه ی دکمه دار را) از تن درآوردن
-
باز کردن
verbHe unbuttoned his overcoat, sat tentatively on thearm of a chair.
به بیت دکمههای پالتویش را باز کرد و همان جا روی دسته صندلی نشست.
-
دکمه ی چیزی را باز کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unbutton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unbutton" با ترجمه به فارسی
-
با دکمه های گشوده · بی تکلف · خودمانی · دکمه باز · غیر رسمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن