ترجمه "unburden" به فارسی
(از زیر بار) رها کردن, (با اقرار به گناه یا گفتن راز دل و غیره) بار خود را سبک کردن, (وجدان خود را) آرام کردن بهترین ترجمه های "unburden" به فارسی هستند.
unburden
verb
دستور زبان
(transitive) To free from burden, or relieve from trouble. [..]
-
(از زیر بار) رها کردن
-
(با اقرار به گناه یا گفتن راز دل و غیره) بار خود را سبک کردن
-
(وجدان خود را) آرام کردن
-
ترجمه های کمتر
- باری را از دوش برداشتن
- درد دل کردن
- سبکبار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unburden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن