ترجمه "uncharged" به فارسی

(باطری و غیره) شارژ نشده, (حقوق) رسما مورد اتهام قرار نگرفته, متهم نشده بهترین ترجمه های "uncharged" به فارسی هستند.

uncharged adjective دستور زبان

(physics, chemistry) Not carrying an overall electric charge; neutral. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (باطری و غیره) شارژ نشده

  • (حقوق) رسما مورد اتهام قرار نگرفته

  • متهم نشده

  • ترجمه های کمتر

    • محسوب نشده
    • پر نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uncharged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "uncharged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه