ترجمه "uncomfortable" به فارسی
ناراحت, معذب, ناآسوده بهترین ترجمه های "uncomfortable" به فارسی هستند.
uncomfortable
adjective
دستور زبان
uneasy or anxious [..]
-
ناراحت
adjectiveHe grew uncomfortable and then infuriated by her silence.
مرد از خاموشی او ناراحت و خشمگین شد.
-
معذب
I mean, the old one was very uncomfortable and very dangerous.
یعنی کاناپه ی قبلی خیلی معذب کننده و خیلی خطرناک بود
-
ناآسوده
-
ترجمه های کمتر
- بی آسایش
- معذب کننده
- ناراحت کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uncomfortable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Uncomfortable
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Uncomfortable" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Uncomfortable در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "uncomfortable" با ترجمه به فارسی
-
ناراحتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن