ترجمه "uncommon" به فارسی
نادر, غریب, شاذ بهترین ترجمه های "uncommon" به فارسی هستند.
uncommon
adjective
دستور زبان
Rare; not readily found; unusual. [..]
-
نادر
adjective -
غریب
adjectiveaccidents of no uncommon occurrence
ممکن بود حوادثی غریب رخ دهد،
-
شاذ
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خارق العاده
- غیرمعمول
- نامتعارف
- کمیاب
- ناروال
- استثنایی
- ابر روال
- غیر عادی
- غیر متداول
- فوق العاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uncommon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن