ترجمه "uncomplicated" به فارسی

ساده, ابتدایی, مقدماتی بهترین ترجمه های "uncomplicated" به فارسی هستند.

uncomplicated adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of uncomplicate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساده

    adjective

    but on the other hand she was pleasant, uncomplicated

    اما برعکس آماران تا، دختری جوان تا حدودی مطبوع، صاف، ساده و دارای عفت و تقوای باطنی بود که

  • ابتدایی

    adjective
  • مقدماتی

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uncomplicated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "uncomplicated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه