ترجمه "unearthed" به فارسی

از خاک درآمده، کنده شده ترجمه "unearthed" به فارسی است.

unearthed adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of unearth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از خاک درآمده، کنده شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unearthed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unearthed" با ترجمه به فارسی

  • (از زیر خاک) درآوردن · آشکار کردن · آفتابی کردن · افشا کردن · برملا کردن · حفاری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "unearthed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه