ترجمه "unearned" به فارسی

ناسزاوار, از طریق کار به دست نیامده (مانند سود سهام یا بهره ی بانک), باد آورده بهترین ترجمه های "unearned" به فارسی هستند.

unearned adjective دستور زبان

Not earned [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناسزاوار

  • از طریق کار به دست نیامده (مانند سود سهام یا بهره ی بانک)

  • باد آورده

  • ترجمه های کمتر

    • بی استحقاق
    • بیش از استحقاق
    • کسب نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unearned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unearned" با ترجمه به فارسی

  • دشاب هدماین تسدب قوقح نتفرگ و ندرکراک زا هک یدمآرد
  • (افزایش بهای زمین و غیره نه به خاطر بهسازی بلکه به خاطر عوامل دیگر مانند ازدیاد جمعیت) اضافه بهای ملک · ازدیادارزش · اضافه بها
اضافه کردن

ترجمه های "unearned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه