ترجمه "undying" به فارسی
فناناپذیر, جاودانی, پایدار بهترین ترجمه های "undying" به فارسی هستند.
undying
adjective
verb
دستور زبان
permanent; never-ending; infinite [..]
-
فناناپذیر
how could you understand the undying anger of a human being?!
چطور شما تونستید بفهمید که خشم!و نفرت یک انسان فناناپذیر است
-
جاودانی
-
پایدار
-
ترجمه های کمتر
- ابدی
- غیرفانی
- لایزال
- نمردنی
- همیشگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "undying" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - زنانه) زیرپوش · زیرجامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن