ترجمه "unfledged" به فارسی

(پرنده) کاملا پر درنیاورده, بی تجربه, کم پر بهترین ترجمه های "unfledged" به فارسی هستند.

unfledged adjective دستور زبان

Of a bird that has yet to develop its wings and feathers and become able to fly [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (پرنده) کاملا پر درنیاورده

  • بی تجربه

  • کم پر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unfledged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unfledged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه