ترجمه "unforeseen" به فارسی

غیرمترقبه, پیش بینی نشده بهترین ترجمه های "unforeseen" به فارسی هستند.

unforeseen adjective noun دستور زبان

not foreseen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیرمترقبه

    The sudden appearance of Florentino Ariza had been an unforeseen obstacle in his hard fought plan.

    ظهور ناگهانی فلورنتینو آریثا در آن نقشه حسابشده، مانعی بود بسیار غیرمترقبه.

  • پیش بینی نشده

    Colonel Fuller was an unforeseen casualty.

    سرهنگ فولر یه قربانی پیش بینی نشده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unforeseen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unforeseen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه