ترجمه "unfortunate" به فارسی
بدبخت, بدشانس, مفلوک بهترین ترجمه های "unfortunate" به فارسی هستند.
an unlucky person [..]
-
بدبخت
adjectiveMarius had learned at Montfermeil of the ruin and bankruptcy of the unfortunate inn keeper.
ماریئوس در مون فرمی خرابی کار ورشکسته شدن مسافرخانهدار بدبخت را دانسته بود.
-
بدشانس
For a few unfortunate kids, winter did not spell the end of the school year.
برای چند تا از بچههای بدشانس زمستان پایان دوره مدرسه نبود.
-
مفلوک
an old soldier, unfortunate, and the father of this family;
سرباز کهن سال و مفلوک رئیس خانوادهای
-
ترجمه های کمتر
- بداقبال
- بدبیار
- شوربخت
- ناخجسته
- نافرخ
- بد فرجام
- تاسف آور
- تیره بخت
- شوم
- نگون بخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unfortunate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Unfortunate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unfortunate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "unfortunate" با ترجمه به فارسی
-
ماجراهای بچههای بدشانس
-
بد بختانه · بدبختانه · متاسفانه