ترجمه "unfriendly" به فارسی

خصمانه, نامهربان, سرسنگین بهترین ترجمه های "unfriendly" به فارسی هستند.

unfriendly adjective noun دستور زبان

unfavourable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خصمانه

    adverb adjective

    to block unfriendly spells, professor

    طريقه مقابله با افسون هاي خصمانه را ياد بدين ، پروفسور

  • نامهربان

    a strange feeling came to him that something was behind him, that unfriendly eyes were upon him.

    احساسی عجیب به او دست داد که انگار چیزی پشت سر اوست، و چشمانی نامهربان او را مینگرند.

  • سرسنگین

    After that the trees gave up the attack, but they became very unfriendly.

    از آن به بعد درختها دست از حمله برداشتند، اما خیلی سرسنگین شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • سرد
    • بدفرجام
    • دشخوار، دشوار
    • دشمنانه
    • نادوستوار
    • نجوش
    • نامساعد
    • ناجور
    • برخلاف مراد
    • خصومت آمیز
    • شوم
    • غیر دوستانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unfriendly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unfriendly
+ اضافه کردن

"Unfriendly" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unfriendly در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "unfriendly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه