ترجمه "unformed" به فارسی

ناساخته, ایجاد نشده, بدون سازمان بهترین ترجمه های "unformed" به فارسی هستند.

unformed adjective دستور زبان

not having a definite form [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناساخته

  • ایجاد نشده

  • بدون سازمان

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بی دیس
    • بی ریخت
    • بی سازمان
    • بی شکل
    • تشکیل نشده
    • خلق نشده
    • سازمان نیافته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unformed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unformed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه