ترجمه "unfold" به فارسی
گشودن, (بسته بندی و غیره را) باز کردن, (چیز تا کرده را) گستردن بهترین ترجمه های "unfold" به فارسی هستند.
unfold
verb
noun
دستور زبان
To undo a folding. [..]
-
گشودن
verbHe saw it and secured it quickly, but as he went back to his inn he had no eagerness to unfold the paper.
ویل آنرا دید و تند برداشتش ،اما پس از بازگشت به مهمانخانه میلی به گشودن آن نداشت،
-
(بسته بندی و غیره را) باز کردن
-
(چیز تا کرده را) گستردن
-
ترجمه های کمتر
- (کاشانی) شید کردن
- برملا کردن
- هویدا کردن
- پهن کردن
- پیشرفته شدن
- کاملا رشد کردن
- گل دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unfold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن