ترجمه "unintentional" به فارسی
ناخواسته, بلا اراده, غیر عمدی بهترین ترجمه های "unintentional" به فارسی هستند.
unintentional
adjective
دستور زبان
Not intended or deliberate; inadvertent; unwitting [..]
-
ناخواسته
I offer you the lives of these enemies of Rome, to balm unintentional wounds.
من زندگي اين دشمنان روم رو به شما پيشکش ميکنم تا مرحمي بر اين زخم ناخواسته باشه
-
بلا اراده
-
غیر عمدی
'It was quite unintentional, I assure you.
مطمئن باشید که کام لا غیر عمدی بود.
-
ناخود خواسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unintentional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن