ترجمه "uninterrupted" به فارسی
بیوقفه, متوالی, بی وقفه بهترین ترجمه های "uninterrupted" به فارسی هستند.
uninterrupted
adjective
دستور زبان
continuing with no interruption [..]
-
بیوقفه
adjectivewithout interruption
but he had none of those definite things to say or to show which give the waymarks of a patient uninterrupted pursuit
اما هیچ یک از گفتههای روشن و صریح همیشگی را بر زبان نمیآورد، گفتههایی که نشانههای کار بیوقفه و خستگیناپذیر او در راهی دشوار بودند،
-
متوالی
adjective -
بی وقفه
I can totally pull off 15 minutes of uninterrupted time on my worst day.
در بدترین روزم هم کاملا میتونم از پس ١٥ دقیقه زمان بی وقفه بربیام.
-
ترجمه های کمتر
- پیوسته
- مسلسل
- مداوم
- غیر منقلع
- قطع نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uninterrupted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uninterrupted" با ترجمه به فارسی
-
منبع تغذیه بدون وقفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن