ترجمه "unintermitted" به فارسی
لاینقطع, پیوسته، دائم، همیشگی، مسلسل بهترین ترجمه های "unintermitted" به فارسی هستند.
unintermitted
adjective
دستور زبان
(dated) Not intermitted; uninterrupted, ceaseless. [..]
-
لاینقطع
-
پیوسته، دائم، همیشگی، مسلسل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unintermitted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن