ترجمه "unison" به فارسی

یکم درست, هماهنگی, اتفاق بهترین ترجمه های "unison" به فارسی هستند.

unison noun دستور زبان

The state of being together, in harmony, at the same time, as one, synchronized. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یکم درست

    music

  • هماهنگی

    noun
  • اتفاق

    noun

    The guard nodded in unison and straightened out of their ready positions.

    گارد به اتفاق سر تکان دادند و از حالت آماده باش خارج شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • یکصدا
    • هماوایی
    • همنوایی
    • (موسیقی) قطعه ی مشتمل بر دو نت یا آوای مشابه
    • توافق کامل
    • قطعه ی تک آوا
    • هم اندیشی
    • هم رای بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unison " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

UNISON proper

(UK, labor union) A public sector trade union in the UK [..]

+ اضافه کردن

"UNISON" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای UNISON در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unison" با ترجمه به فارسی

  • موافق · هم اهنگ · هم کوک
  • تک آوا · تکنوا (unisonant و unisonal هم می گویند) · هم آواز · همصدا · همنوا
  • هم اهنگ · هم کوک
  • هم اهنگی · هم کوکی
اضافه کردن

ترجمه های "unison" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه