ترجمه "unisonance" به فارسی
هم اهنگی, هم کوکی بهترین ترجمه های "unisonance" به فارسی هستند.
unisonance
noun
دستور زبان
Accordance of sounds; unison.
-
هم اهنگی
-
هم کوکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unisonance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unisonance" با ترجمه به فارسی
-
موافق · هم اهنگ · هم کوک
-
تک آوا · تکنوا (unisonant و unisonal هم می گویند) · هم آواز · همصدا · همنوا
-
هم اهنگ · هم کوک
-
(موسیقی) قطعه ی مشتمل بر دو نت یا آوای مشابه · اتفاق · توافق کامل · قطعه ی تک آوا · هم اندیشی · هم رای بودن · هماهنگی · هماوایی · همنوایی · یکصدا · یکم درست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن