ترجمه "unnecessary" به فارسی
غیر ضروری, زائد, نالازم بهترین ترجمه های "unnecessary" به فارسی هستند.
unnecessary
adjective
دستور زبان
Not needed or necessary. [..]
-
غیر ضروری
I took an unnecessary breath to settle myself.
من نفس غیر ضروری ای کشیدم تا خودم را جمع و جور کنم.
-
زائد
nounsuch an expenditure of energy seemed to him exaggerated and unnecessary.
صرف این همه نیرو در نظرش زائد مینمود.
-
نالازم
-
ترجمه های کمتر
- بی جهت
- نا به جا
- نابایست
- نابایسته
- نبایست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unnecessary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Unnecessary
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Unnecessary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unnecessary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن