ترجمه "unnerving" به فارسی

ترسناک, سخت, مستحکم بهترین ترجمه های "unnerving" به فارسی هستند.

unnerving adjective verb

Present participle of unnerve. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترسناک

    adjective

    But a festival filled with spirits sounds a little unnerving...

    ولی یک جشن که پر از ارواح باشد به نظر ترسناک میرسد

  • سخت

    adjective
  • مستحکم

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unnerving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unnerving" با ترجمه به فارسی

  • (خود را) باختن · اعصاب کسی را تضعیف کردن · برهم زدن · ترساندن · سر آسیمه کردن · عصبی کردن · مرعوب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "unnerving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه