ترجمه "unnumbered" به فارسی

شمرده نشده, بیشمار, نشمرده بهترین ترجمه های "unnumbered" به فارسی هستند.

unnumbered adjective دستور زبان

Too numerous to be counted; countless or innumerable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمرده نشده

    adjective
  • بیشمار

    adjective

    It was invested with the woe of unnumbered generations, this plaint by which Buck was so strangely stirred.

    این شکوه، که آن قدر برای باک هیجانآور مینمود، مملو از غم و اندوه نسلهای بیشمار بود.

  • نشمرده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کثیر
    • بی حد و حصر
    • بی شمار
    • بی نمره
    • شماره گذاری نشده
    • غیر قابل شمارش
    • غیرقابل شمارش
    • فاقد شماره
    • نا شمردنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unnumbered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unnumbered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه