ترجمه "unresting" به فارسی

unresting adjective دستور زبان

Not resting; ceaseless [..]

ترجمه خودکار " unresting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"unresting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای unresting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unresting" با ترجمه به فارسی

  • آشوب های مدنی
  • ناآرامی اجتماعی · ناسازگاري گروه
  • آشفتگی · آشوب · اضطراب · اغتشاش · بلوا · بی قراری · تخمیر · تلاطم · جوش · خروش · غائله · نا آرامی · ناآرامی · ناارامى · ناراحتی
  • آشفتگی · آشوب · اضطراب · اغتشاش · بلوا · بی قراری · تخمیر · تلاطم · جوش · خروش · غائله · نا آرامی · ناآرامی · ناارامى · ناراحتی
  • آشفتگی · آشوب · اضطراب · اغتشاش · بلوا · بی قراری · تخمیر · تلاطم · جوش · خروش · غائله · نا آرامی · ناآرامی · ناارامى · ناراحتی
اضافه کردن

ترجمه های "unresting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه