ترجمه "untaught" به فارسی
غریزی, ناآموخته, فطری بهترین ترجمه های "untaught" به فارسی هستند.
untaught
adjective
دستور زبان
Not taught [..]
-
غریزی
Sometimes you saw an untaught stoicism which was profoundly moving.
بعضی وقتها آدم یک گونه پرهیزکاری ذاتی و غریزی را میدید که سخت تکان دهنده بود.
-
ناآموخته
-
فطری
-
ترجمه های کمتر
- طبیعی
- تحصیل نکرده
- تعلیم نیافته
- خود آموخته
- زمان گذشته و اسم مفعول : unteach
- مورد تدریس قرار نگرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " untaught " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن