ترجمه "unthinkable" به فارسی

نشدنی, تصور نکردنی, خارج از قوه ی تفکر و تصور بهترین ترجمه های "unthinkable" به فارسی هستند.

unthinkable adjective دستور زبان

Incapable of being believed; incredible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشدنی

    Today, a public judicial execution in Europe or America is unthinkable,

    امروز، فکر یک مراسم قضایی اعدام د ر انظار عمومی اروپا یا آمریکا نشدنی است،

  • تصور نکردنی

  • خارج از قوه ی تفکر و تصور

  • غیر ممکن

    adjective

    this would have been utterly unthinkable,

    حتی فکر کردن به آن غیر ممکن بود،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unthinkable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unthinkable" با ترجمه به فارسی

  • از اندیشه ی خود بیرون کردن · فکر خود را (در مورد چیزی) عوض کردن · منصرف شدن
  • بی خرد · بی دقت · بی فکر · بی ملاحظه · تنه لش · شورتی · فاقد قوه ی تفکر (مانند حیوانات)
اضافه کردن

ترجمه های "unthinkable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه