ترجمه "unthinking" به فارسی

بی فکر, شورتی, بی خرد بهترین ترجمه های "unthinking" به فارسی هستند.

unthinking adjective verb adverb دستور زبان

Without proper thought; thoughtless. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی فکر

    adjective

    I shook my head at the fantasy of the unthinking angel.

    سرم را تکان دادم تا تصویر خیالی فرشتهی بی فکر را کنار بزنم.

  • شورتی

  • بی خرد

  • ترجمه های کمتر

    • بی دقت
    • بی ملاحظه
    • تنه لش
    • فاقد قوه ی تفکر (مانند حیوانات)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unthinking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unthinking" با ترجمه به فارسی

  • از اندیشه ی خود بیرون کردن · فکر خود را (در مورد چیزی) عوض کردن · منصرف شدن
  • تصور نکردنی · خارج از قوه ی تفکر و تصور · غیر ممکن · نشدنی
  • تصور نکردنی · خارج از قوه ی تفکر و تصور · غیر ممکن · نشدنی
اضافه کردن

ترجمه های "unthinking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه