ترجمه "untie" به فارسی
گشودن, (گره چیزی را) باز کردن, باز كردن بهترین ترجمه های "untie" به فارسی هستند.
untie
verb
دستور زبان
(transitive) To loosen, as something interlaced or knotted; to disengage the parts of; as, to untie a knot. [..]
-
گشودن
verbThe lower jaw of an old Frenchman with a thick mustache trembled as he untied the ropes.
آرواره یک سرباز فرانسوی پیر و سبیلو در موقع گشودن طنابها میلرزید،
-
(گره چیزی را) باز کردن
-
باز كردن
-
ترجمه های کمتر
- حل و فصل کردن
- مشکل گشایی کردن
- گره گشایی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " untie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن