ترجمه "untidy" به فارسی

شلخته, نامرتب, نامنظم بهترین ترجمه های "untidy" به فارسی هستند.

untidy adjective verb دستور زبان

Sloppy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شلخته

    She was untidy, Papa said.

    پاپا میگفت شلخته است.

  • نامرتب

    He wore glasses, and his hair was very untidy.

    عینکی به چشم داشت و مویش بسیار نامرتب بود.

  • نامنظم

    it was the , room of any man, untidy and impersonal.

    همهچیز نامنظم و حاکی از روح خسته و عصبانی صاحبش بود.

  • ترجمه های کمتر

    • شورتی
    • پچل
    • نابسامان
    • درهم ریخته
    • ریخته واریخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " untidy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Untidy
+ اضافه کردن

"Untidy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Untidy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "untidy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه