ترجمه "untiring" به فارسی
کوشا, ماهر, خستگی ناپذیر بهترین ترجمه های "untiring" به فارسی هستند.
untiring
adjective
دستور زبان
Unfailing; resolute. [..]
-
کوشا
adjective -
ماهر
adjective -
خستگی ناپذیر
adjectiveNow, I've another errand for you, said my untiring master;
کارفرمای خستگی ناپذیر گفت: حالا یک فرمان دیگر برایت دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " untiring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن