ترجمه "untouchable" به فارسی
نابسودنی, نامیسر, منیع بهترین ترجمه های "untouchable" به فارسی هستند.
untouchable
adjective
noun
دستور زبان
Not able to be touched. [..]
-
نابسودنی
-
نامیسر
adjective -
منیع
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دست نیافتنی
- (در هند) آدم نجس
- بی تردید
- دست نزدنی
- غیر قابل دست زدن
- لمس نکردنی
- ناپاک زاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " untouchable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "untouchable" با ترجمه به فارسی
-
دست نخورده · دست نزده · پابرجا، استوار، ، سالم، دست نخورده، پایدار، ثابت قدم
-
دست نخورده · دست نزده · پابرجا، استوار، ، سالم، دست نخورده، پایدار، ثابت قدم
-
دست نخورده · دست نزده · پابرجا، استوار، ، سالم، دست نخورده، پایدار، ثابت قدم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن