ترجمه "unthink" به فارسی

از اندیشه ی خود بیرون کردن, فکر خود را (در مورد چیزی) عوض کردن, منصرف شدن بهترین ترجمه های "unthink" به فارسی هستند.

unthink verb دستور زبان

(transitive, intransitive) To undo the process of thinking. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از اندیشه ی خود بیرون کردن

  • فکر خود را (در مورد چیزی) عوض کردن

  • منصرف شدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unthink " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unthink" با ترجمه به فارسی

  • تصور نکردنی · خارج از قوه ی تفکر و تصور · غیر ممکن · نشدنی
  • بی خرد · بی دقت · بی فکر · بی ملاحظه · تنه لش · شورتی · فاقد قوه ی تفکر (مانند حیوانات)
  • تصور نکردنی · خارج از قوه ی تفکر و تصور · غیر ممکن · نشدنی
اضافه کردن

ترجمه های "unthink" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه