ترجمه "upside" به فارسی

بالا, فرازسوی, بالاترین قسمت بهترین ترجمه های "upside" به فارسی هستند.

upside noun adposition دستور زبان

(informal) On the top of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالا

    noun

    Turned it upside down, experimented with the shell, experimented with the head.

    برعکسش می کردم، بالا و پایین اش را آزمایش می کردم.

  • فرازسوی

  • بالاترین قسمت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بخش بالایی
    • طرف بالا
    • قسمت بالایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "upside" با ترجمه به فارسی

  • آشفته · درهم و برهم · زیر و رو · سر و ته · مغشوش · نابسامان · نامرتب · وارونه · پشت و رو
  • کیک میوه
  • سرنگون کردن
  • آشفته · درهم و برهم · زیر و رو · سر و ته · مغشوش · نابسامان · نامرتب · وارونه · پشت و رو
اضافه کردن

ترجمه های "upside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه