ترجمه "upstage" به فارسی

متفرعن, نجوش, (به طور غرور آمیز) کناره گیر بهترین ترجمه های "upstage" به فارسی هستند.

upstage adjective verb noun adverb دستور زبان

The part of a stage that is farthest from the audience or camera. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متفرعن

  • نجوش

  • (به طور غرور آمیز) کناره گیر

  • ترجمه های کمتر

    • (تئاتر) توجه تماشاچیان را منحصرا به خود معطوف کردن
    • توجه دیگران را به خود جلب کردن (و از دیگران منحرف کردن)
    • در عقب صحنه ی تئاتر
    • وابسته به عقب یا بالای صحنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upstage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "upstage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه