ترجمه "upspring" به فارسی

بالاپریدن, برجهش, جهیدن بهترین ترجمه های "upspring" به فارسی هستند.

upspring verb noun دستور زبان

(intransitive) To spring up. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالاپریدن

  • برجهش

  • جهیدن

  • ترجمه های کمتر

    • ورجستن
    • ورجه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " upspring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "upspring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه