ترجمه "utterly" به فارسی
کاملا, بکلی, یکسر بهترین ترجمه های "utterly" به فارسی هستند.
completely, entirely, to the fullest extent [..]
-
کاملا
adverbI knew you were a liar, but now I see you're utterly delusional.
، می دونستم که یه دروغگویی اما الان می بینم که کاملا توهم زده هم هستی
-
بکلی
it would have been utterly out of the question to appeal to them in any circumstance of life.
آن وقت هم مراجعه بهآنها برای موضعاتی حیاتی هم که باشد، باز بکلی بیهوده میبود.
-
یکسر
The island was utterly deserted and bore no evidence of having been visited since he went away
معلوم بود که بعد از حرکت دانتس کسی قدم به آنجا ننهاد و یکسر رفت به سر گنج
-
پاک
adjectiveThat particular point, so obvious it was utterly stupid, hadn't even occurred to me.
ای نکته خاص که از وضوح پاک احمقانه مینمود، به فکرم نرسیده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " utterly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate