ترجمه "vacancy" به فارسی

جا, محل, جای خالی بهترین ترجمه های "vacancy" به فارسی هستند.

vacancy noun دستور زبان

An unoccupied position or job. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جا

    noun

    This town doesn't seem to have many vacancies.

    به نظر مياد اين شهر خيلي جاي خالي نداره

  • محل

    noun

    after which, the losers had, in their turn, the liberty of raffling upon the next vacancy.

    کسانیکه میبازند باید حق داشته باشند که همین که محل دیگری برای شغل جدید پیدا شد و در مراسم قرعهکشی شرکت کنند.

  • جای خالی

    noun

    There was a considerable vacancy between the boat and the ship, and down between this was the sea.

    میان کشتی و قایق جای خالی زیادی بود و این جای خالی یک راست به دریا میرسید.

  • ترجمه های کمتر

    • تهیجایی
    • تهیگی
    • بیکاری
    • (فیزیک - بلورها) تهی جای شبکه
    • (نادر) فراغت
    • اتاق خالی
    • تهی بودگی
    • تهی جا
    • جای تهی
    • خالی بودن
    • ناراستی شوتکی
    • پست خالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vacancy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vacancy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vacancy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه