ترجمه "vacant" به فارسی
خالی, تهی, متروکه بهترین ترجمه های "vacant" به فارسی هستند.
vacant
adjective
دستور زبان
Not occupied; empty. [..]
-
خالی
adjective nounAnd, henceforth, the little boy came with vacant pockets.
و از آن به بعد صبحها پسرک با جیب خالی برای بردن شیر بدانجا میآمد.
-
تهی
adjectiveSo he sat, with a steadfastly vacant gaze, pausing in his work.
این گونه، با نگاهی تهی از هر حالت، دست از کار کشیده نشسته بود.
-
متروکه
Looks like the entire building has been vacant since 2007.
به نظر از سال 2007 متروکه شده
-
ترجمه های کمتر
- گنگ
- تهیک
- ونگ
- منگ
- ابله
- فارغ
- (حقوق - ارث یا ملک و غیره) بی مدعی
- (وقت) آزاد
- بدون حالت
- بی بیان
- بی خرد
- بی خیال
- تهی مغز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vacant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vacant" با ترجمه به فارسی
-
جا · محل خالی · پست بلاتصدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن