ترجمه "vane" به فارسی
بادنما, بادفر, بالچه بهترین ترجمه های "vane" به فارسی هستند.
vane
noun
دستور زبان
(countable) A weather vane. [..]
-
بادنما
Orlando looked hastily from the breakfast room window at the gilt leopard on the weather vane.
ارلاندو دستپاچه از اتاق صبحانه به پلنگ زراندود روی بادنما نگاه کرد.
-
بادفر
-
بالچه
-
ترجمه های کمتر
- نمایه
- (قطب نما و غیره) سمت
- (مساحی و غیره) چوب تراز
- (موشک یا پرتابه و غیره) باله
- (پرهای پرندگان) پهنه
- (پروانه ی آسیاب یا بادزن برقی یا ملخ هواپیما و کشتی و غیره) پره
- (پیکان و غیره) پر
- بافتگاه (رجوع شود به تصویر: feather)
- سوی نما
- نشانه ی تراز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vane" با ترجمه به فارسی
-
بادنما · دستگاه نشان دهنده ی جهت باد
-
بادنما · دستگاه نشان دهنده ی جهت باد
-
بادنما · دستگاه نشان دهنده ی جهت باد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن