ترجمه "vanguard" به فارسی
جلودار, طلایه, پیشتاز بهترین ترجمه های "vanguard" به فارسی هستند.
vanguard
noun
دستور زبان
The leading units at the front of an army or fleet. [..]
-
جلودار
When was the last time you fought in a vanguard?
آخرين باري که تو جنگ جلودار بودي کي بود ؟
-
طلایه
nounThe troops of the vanguard were stationed before Wischau, within sight of the enemy's lines
قوای طلایه در مقابل وی شو، نزدیک دشمن که تمام روز با شلیک چند تیر عقب نشینی میکرد
-
پیشتاز
nounhey, what about visionary vanguard
هی ، پس اون پیشتاز افسانه چی شد
-
ترجمه های کمتر
- جلو
- طلایهدار
- پیشرو
- طلیعه
- چاوش
- یزک
- یساول
- پیشگام
- صف جلو
- پیش قراول
- پیش کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vanguard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vanguard" با ترجمه به فارسی
-
حزب پیشتاز خلق
-
طلایه دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن