ترجمه "vanity" به فارسی
غرور, بطالت, بیهودگی بهترین ترجمه های "vanity" به فارسی هستند.
vanity
noun
دستور زبان
That which is vain, futile, or worthless; that which is of no value, use or profit. [..]
-
غرور
nounexcessive pride
Human vanity is merely a fact, like the weather.
غرور در انسان یک حقیقت است، همانطور که وجود هوا یک حقیقت است.
-
بطالت
To Solomon, the cycle of replacing old rulers with new ones was “vanity.”
در نظر او روال یا چرخهٔ جانشینی «بطالت» بود.
-
بیهودگی
Vanity of vanities; this also is vanity.
بیهودگی بیهودگیها؛ این نیز بیهوده است.
-
ترجمه های کمتر
- تکبر
- نخوت
- پوچی
- بروت
- میز آرایش
- بادسری
- دیمیاد
- غرگی
- عبثی
- بطلان
- فیس
- (مخفف) رجوع شود به vanity case
- باد و بروت
- میز بزک
- میز توالت
- چیز حاکی از غرور
- چیز پوچ
- کمد حمام (دارای آینه و دستشویی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vanity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vanity"
عباراتی شبیه به "vanity" با ترجمه به فارسی
-
(زنانه) کیف توالت
-
(امریکا - اتومبیل) پلاک تجملی · نمره ی ویژه · پلاک رند
-
چاپ غرورآمیز · چاپ کتاب به خرج خود نویسنده
-
(عنوان کتاب جان بانیان) بازار پوچی · بازار غرور (نماد گمراهی بشر)
-
(زنانه) کیف توالت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن